چهارشنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۷

ضرورت شناسایی، ‌ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی و اهمیت برخورد علمی با آنها

کارگاه آموزرشی یک روزه در مورد ” حقیقت یابی و نقش علوم عدلی” بتاریخ ۱۷ حمل ۱۳۹۱ در سالون کنفرانس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان واقع شهر مزار شریف ولایت بلخ تدویر یافت. در این کارگاه، تعداد ۳۰ تن از نمایندگان ادارات دولتی و نهادهای مدنی و اجتماعی شرکت ورزیده بودند.

این کارگاه آموزشی که توسط مؤسسه خدماتی علوم عدلی به منظور ظرفیت سازی اشتراک کنندگان در مورد ضرورت شناسایی، ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی و اهمیت برخورد علمی با آنها دایر شده بود، از ساعت ۹ صبح روز پنجشنه آغاز و تا ساعت ۳ بعد از ظهر همان روز ادامه یافت.

جلسه فوق با تلاوت آیات چندی از کلام الله مجید که توسط الحاج مولوی امرالدین “‌ایزدیار” کارمند ریاست حج و اوقاف ولایت بلخ قرائت گردید، آغاز شد. به تعقیب آن قاضی سامع رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در ولایت بلخ، رسماً این جلسه را افتتاح نموده؛ چنین تصریح کرد:‌

” گورهای دسته جمعی زیادی در کشور وجود دارد اما هنوز یک مکانیزم خاصی برای برخورد با آنها وجود ندارد. تنها امید واری که در این زمینه بوجود آمده این است که یک تیم مسلکی در خصوص برخورد علمی با گورهای دسته جمعی در کشور توسط مؤسسه داکتران حقوق بشر آموزش دیده و اکنون در مؤسسه خدماتی علوم عدلی فعالیت می نماید. امید است که این تیم در این زمینه فعالیتهای مؤثری داشته و به نتایج مفیدی دست یابد. “

پس از افتتاح جلسه، اهداف و مقاصد اصلی این کارگاه آموزشی توسط محمد اشرف ” بختیاری” رئیس مؤسسه خدماتی علوم عدلی برای اشتراک کنندگان تشریح گردید.

محمد جاوید ” علوی” رئیس اجرائی مؤسسه خدماتی علوم عدلی به معرفی این مؤسسه، اعضاء،‌ اهداف و چگونگی فعالیت های آن پرداخته و به تفصیل بیان داشت:‌ ” اهداف این مؤسسه،‌ آگاهی دهی عامه، شناسایی،‌ ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی در کشور می باشد. در عین حال، این مؤسسه همکاریهای نزدیک علمی و فنی با مراکز علمی تحصیلات عالی و مراجع عدلی و قضایی نیز دارد. چنانچه،‌ عده ای از اعضای این مؤسسه در مراکز علمی و تحصیلی در رابطه به علوم کریمینالوژی ، کریمینالستیک و طب عدلی تدریس کرده و تعداد دیگری آنها در بخشهای علوم جنایی، حقوقی، باستانشناسی و طب عدلی نیز در ادارات دولتی و نهادهای مدنی فعالیت می نمایند.

وی در ادامه افزود:‌ فعالیتهای عملی این مؤسسه در رابطه به شناسایی و ثبت گورهای دسته جمعی در کشور، عکاسی، اسکیج برداری،‌جی پی اس و اندازه گیری می باشد و برحسب ضرورت،‌ پیشنهادات لازمی را مبنی بر چگونگی حفاظت از این گورها،‌ برای مسئولین و مقامات دولتی،‌ نهادهای مدنی و گروه های از مردم و قربانیان ارایه می نمایند.

محمد اعظم ” عصمتی”‌ یکتن از اساتید اکادمی پولیس ملی افغانستان و عضو فعال “مؤسسه خدماتی علوم عدلی” جهت ارایه توضیحات بیشتر به اهداف اساسی دانش کریمینالستیک پرداخته و از آن به عنوان یک ابزار تحقیقاتی یاد کرده و چنین تصریح نمود:‌”‌ هدف اساسی علم کریمینالستیک حقیقت یابی و تشخیص هویت قربانی و مجرم است. این علم بعنوان یک ابزار مهم تحقیقاتی به جستجوی حقیقت پرداخته؛‌ تا اینکه عدالت و حقوق بشر در یک جامعه تحقق پیدا کند و این دانش در اکادمی پولیس ملی افغانستان تدریس میگردد. پولیس های که از این اکادمی فارغ میشوند، با این دانش و ابزار تجهیز میگردند” .

دراین کارگاه آموزشی یک روزه، معاونین نه حوزه امنیتی پولیس، آمر دیپارتمنت حقوق بشر قوماندانی امنیه، رئیس احصائیه محکمه استیناف، نماینده حج و اوقاف،‌ آمرین بخشهای آمبودزمن پولیس و عدالت انتقالی دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، مسئولین و نمایندگان دفاتر ساحوی مؤسسه جامعه مدنی و حقوق بشر، مؤسسه حقوق بشر و دموکراسی، انجمن صبح نوین، نمایندگان شوراهای قربانیان و بازماندگان قربانیان شهر مزار شریف ولایت بلخ اشتراک ورزیده و مطالب ذیل در آن عنوان گردید:‌

بخش اول

ضرورت شناسایی، ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی در کشور

از آنجای که طی سه دهه جنگ و منازعه در افغانستان ، اکثر زیر بناهای مادی و معنوی مردم این سرزمین نابود گردید،‌ گورهای دسته جمعی زیادی نیز با قتل و لادرکی های اجباری هموطنان ما پدیدار گشت. با در نظرداشت اینکه،‌ تعداد بیش از صدها هزار انسان در افغانستان از بین رفته است ، آمار گورهای دسته جمعی در این کشور معلوم نبوده  و حد اقل به بیش از صد مورد تخمین زده میشود. تا جای که در هریکی از این گورها،‌ ده ها و صدها هموطن ما مدفون هستند و باز ماندگان شان هنوز در انتظار برگشت ویا دریافت نشانه ها و علایم مرگ آنها هستند؛ تا روزی اجساد آنها از این قبرها بیرون آورده شده و محترمانه به آنها سپرده شود.

با توجه به اینکه، موجودیت گورهای دسته جمعی در یک کشور،‌ ناشی از جنایات جنگی،‌ ضد بشری و نسل کشی نیست بلکه در بسا موارد ناشی از حوادث طبیعی از قبیل زلزله ها وسیلابهای ویرانگر نیز می باشد. اما تفکیک گورهای دسته جمعی از طبیعی و غیر طبیعی آن نیازمند یک دانش مسلکی و تجربه کافی می باشد که با امکانات و ابزارهای جدید علمی قابل تثبیت می باشد.

بنابراین موجودیت گورهای زیاد طبیعی و غیر طبیعی در این کشور و تفکیک آن از یکدیگر،‌ مستلزم دانش تخصصی،‌ افراد مسلکی،‌ امکانات لازم ، بودجه کافی،‌ امنیت مناسب می باشد؛ تا با درخواست مشروع و قانونی مردم و خانواده های شهدا و قربانیان و حمایت جدی دولت افغانستان به نبش آنها اقدام شده و بقایای انسان با تمام شواهد و مدارک مربوطه اش، بطور فنی از زیر انبارهای از خاک بیرون آورده شده و پس از تثبیت هویت آنها به خانواده هایشان تحویل داده شود ویا اینکه با رعایت کرامت انسانی آنها، به محل دیگری که به همین منظور تعیین میگردد، تدفین گردند.

با این وجود،‌ شناسایی، ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی در کشور، ضرورتیست که هم از نقطه نظر شرعی و هم از لحاظ قانونی،‌ محسوس و ملموس است و مقامات دولتی و مسئولین نهادهای مدنی و بازماندگان شهدا و قربانیان از آن حمایت می نمایند. از سوی دیگر شناسایی و ثبت گورهای دسته جمعی در کشور به عنوان یک امر وقایوی زمینه حفظ و نگهداری گورها را از برخورد بیجا و خودسرانه و غیر مسئولانه مصئون می سازد. در عین حال، از توطئه های مغرضانه و غیر علمی علیه احزاب و گروه های دخیل در منازعات گذشته افغانستان نیز جلوگیری نموده و وحدت ملی را تقویت می بخشد.

علاوه براین، شناسایی و ثبت گورهای دسته جمعی در کشور، زمینه تثبیت موقعیت و آمار آنها را نیز فراهم می سازد. چرا که تمام زیر ساختهای مادی افغانستان در اثر جنگهای گذشته از بین رفته و اکنون در مرحله باز سازی و نوسازی، توسعه و انکشاف شهری قرار دارد. لذا این امر سبب می شود که قبل از تطبیق پروژه های انکشاقی در محل گورهای دسته جمعی،‌ تدابیر لازم حفاظوی اتخاذ گردد؛‌ تا ضمن جلوگیری از تخریب گورها، کرامت انسانی بقایای انسان نیز مصئون ساخته شود.

چالشها

  • نبود یک مکانیزم نظارتی از محلات گورهای دسته جمعی در کشور.
  • وجود سیستم تحقیقاتی سنتی و تخریب کننده در کشور.
  • عدم ظرفیت علمی برای ” تثبیت هویت“ افراد.
  • برخورد سلیقه ای و غیر علمی با گورهای دسته جمعی.
  • وجود شایعه و فرهنگ فلکور یا عامه.
  • نبود مکانیزم مطمئن برای مصئون سازی مدارک و شواهد.
  • عدم موجودیت افراد متخصص در زمینه نبش گورهای دسته جمعی.
  • فقدان امکانات لازم تخنیکی برای نبش گورهای دسته جمعی .
  • نبود امنیت کامل در افغانستان برای اجرای چنین برنامه ها.
  • نبود بودجه لازم و کافی برای نبش گورهای دسته جمعی.
  • نبود یک استراتژی مشخص برای برخورد با گذشته.
  • عدم آمادگی های لازم دولت برای آینده کشور.
  • نبود ارادۀ سیاسی در رابطه به نحوۀ برخورد با گورهای دسته جمعی.

ضرورت ها ———— چه باید کرد؟

  • ظرفیت پروری در داخل افغانستان.
  • ساختن مکانیزم دقیق برای مصئون سازی مدارک مطمئن.
  • ایجاد یک استراتژی برای برخورد مناسب با گذشته.
  • آمادگی های لازم برای آینده.
  • باز یابی یا احیای هویت افغانستان.

چرا باید کرد؟

  • اذعان به درد و رنج مردم افغانستان.
  • ایجاد مرکز مستند سازی در کشور.
  • گذار از احساسات و باورها.
  • دریافت و اقعیت و حقیقت.
  • تأمین عدالت و حقوق بشر.
  • بوجود آوردن اعتماد مدنی.
  • جلوگیری از تنشها و منازعات بعدی.

خاطرات قربانیان جنگ:‌

۱۹۹۷: یکتن از شاهدان، بقایای اسکلیت یکی از قربانیان خشونت در کشور گواتیمالا را در تکه ای پیچانده و به کمیسیون حقیقت یابی جهت روشن ساختن تاریخچه آن می آورد و چنین میگوید:

”…انتقال اینها برایم آزار دهنده است… مثل اینکه مرده را انتقال دهم… من هنوز نمیخواهم آن را دفن کنم. من میخواهم آن را دفن کنم و به آن آرامش بدهم، آن وقت من هم آرامش خواهم یافت. ولی هنوز نمیتوانم اینکار را بکنم.اینها ثبوت اظهارات من است. هنوز نمیخواهم آنها را دفن نمایم. من میخواهم کاغذی در دست داشته باشم تا برایم بگوید : آنها او را به قتل رساندند… و او هیچ گناهی نداشت. و او بی گناه بود. سپس هردوی ما آرامش خواهیم یافت“

خاطرات یک قربانی در افغانستان

…طیاره ما در ساحه دشمن سقوط کرد…من به شدت مجروح شده و استخوان کمرم شکسته بود…مرا دستگیر کرده و حبس نمودند…یکسال زندانی بودم… دراین مدت مرا زندان به زندان میگرداندند…من امید زنده ماندن نداشتم…طی مدتی که در هر زندان می ماندم با عده ای از زندانبانان آشنا می شدم…من به آنها می گفتم که من از شما یک خواهش دارم. آنها به تشویش می شدند که این شخص چه نوع خواهشی از من خواهد داشت. من به آنها می گفتم که مرا حتماً از بین می برند ولی خواهشی که از شما دارم این است که لطفاً جنازه ام را زیر خاک کنید که گوشتهای بدنم را حیوانات وحشی نخورند و استخوانهایم از بین نرود، شاید روزی پسرانم استخوانهایم را با علایمی که دارد، شناسایی کرده و با آن آرامش پیدا کنند…آنها متعجب می شدند…

از باورها تا واقعیت ها

جری دیوید سون ویتلی: چرا درک واقعیت متفاوت است؟

  • واقعیت از آنچه که به نظر می رسد، متفاوت است. مهم نیست آنچه که شما: احساس میکنید، استدلال میکنید، فرض میکنید، فکر میکنید یا باور دارید درست می باشد!
  • اگر قضاوت درست باشد، باور همیشه درست خواهد بود.
  • این واقعیت است که مشخص می کند، کدام بیان درست است.

واقعیت را چگونه می توان اثبات کرد؟

راه حل ها –   روش علمی:

مطمئن ترین ابزار برای تثبیت واقعیت و حقیقت، علم و ابزارهای علمی است. چرا که علم، ابزار ها و فرضیه های آن مبتنی بر مشاهده، اندازه گیری، تجربه و استدلال بوده و قابل اثبات می باشد. به همین دلیل از اعتبار بیشتری نیز برخوردار است.

نتایج و پیامد های فعلی شناسایی،‌ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی در کشور

–   به بازماندگان قربانیان امید تازه می بخشد.

–   آرامش روانی برای مردم و بازماندگان قربانیان به ارمغان می آورد.

–   گورهای که مشخص است، حفاظت میگردد.

  • گورهای که مشخص نیست، از تخریب مصئون می ماند.
  • آمار دقیق گورهای دسته جمعی مشخص میگردد.
  • از اتهامات ناحق و مغرضانه علیه احزاب و گروه های دخیل در منازعات گذشته جلوگیری میکند.

نتایج و پیامد های شناسایی، ثبت و حفاظت از گورهای دسته جمعی در آینده

–   اعتماد مدنی را نسبت به دولت افزایش می دهد.

–   وحشت و ترور را از اجتماع بر میدارد.

–   همکاری مردم را با دولت گسترش می دهد.

  • مردم و نیروهای امنیتی با انگیزه از آن حفاظت میکند.
  • به محققین و مؤرخین کشور کمک می نماید.
  • افتخارات مردم افغانستان به ثبوت می رسد.
  • صلح و مصالحه را در کشور تسریع می کند.

– گفتمان و وحدت ملی را در کشور تقویت می بخشد.

  • به انتظارات بازماندگان قربانیان پایان می بخشد.
  • گورها از حیث طبیعی و غیر طبیعی بودن تفکیک میگردد.
  • برای تثبیت هویت تاریخی مردم افغانستان کمک می کند.
  • زمینه فعالیت را در مورد آمار قربانیان، تثبیت هویت، سن، جنس و چگونگی قتل آنها فراهم می سازد.
  • اسناد و مدارک موجود، با تمام مشخصاتش حاصل میگردد.

بخش دوم

اهمیت برخورد علمی با گورهای دسته جمعی

اصل تبادلۀ لوکارد:‌

زمانیکه یک شخص داخل یک موقعیت می شود، نا ممکن است که تغییر در آن موقعیت بوجود نیاید و این تغییر از طریق آوردن یک شیء به آن محل ویا بردن یک شیء از آن محل به وجود می آید.

در حقیقت صحنه ی جرم سرچشمه ی حقایق و اطلاعات مربوط به جرم و مجرم است و چنانچه بطور صحیح و اصولی مورد بررسی قرار گیرد ابتدای جاده ای است که به مخفیگاه مجرم منتهی می شود.

نتایج برخورد علمی با گورهای دسته جمعی را می توان چنین بر شمرد:‌

  • جلوگیری از تخریب

الف:‌ مصئون ماندن اجساد:

  • تشخیص هویت قربانیان،
  • تفکیک جنسیت قربانیان،
  • تشخیص سن قربانیان،

ب :‌ محفوظ ماندن شواهد و مدارک:

  • در تشخیص هویت قربانیان کمک میکند.
  • هزینه تشخیص هویت را تقلیل می بخشد.
  • بحیث سند معتبر در محاکم کار برد دارد.
  • به تاریخ نویسان کشور، کمک میکند.
  • چالشهای جدی فرار رای محققین را بر طرف می سازد.
  • بعنوان سند تاریخی در تثبیت هویت تاریخی کشور مؤثر می باشد.

۲– رعایت حقوق بشری قربانیان

الف:‌ شریعت:

از نظر اسلام، برخورد نا مناسب با اجساد انسان، حرام است.(فتوای احمد الطیب شیخ الازهر، در باره جسد بن لادن که به دریا پرتاب شده بود، گفته بود که این عمل با همه ارزشهای دینی و عرفهای بشری مغایرت دارد و در شریعت اسلام اجازه داده نشده است با مرده ها از هر ملت و با هر اندیشه و گرایشی که باشند این چنین برخورد شود.

ب :‌ قانون:

از نظر قانونی، نبش و تخریب قبرها، ممنوع است و عامل آن مورد پیگرد قانون قرار میگیرد. نبش قبر، تنها در حالتی ممکن است که براساس حکم ستره محکمه با پیشنهاد سارنوالی صورت گرفته باشد و با هدف تشخیص هویت مجرم، علل و انگیزه جرم انجام شود و این کار فقط وظیفه اهل خبره است. ( ماده ۷۷ قانون اجرائات جزایی تعدیل شده)

از نظر شریعت و قانون:

   انسان موجود کریم است و با مرگ کرامت او از بین نمی رود. پس حفظ کرامت انسانی اجساد یک امر ضروری است که با برخورد علمی، بهتر رعایت میگردد.

امکان تشخیص اندازه قبر

  • در تشخیص طول قبر کمک میکند.
  • در تشخیص عرض قبر کمک میکند.
  • در تشخیص عمق قبر کمک میکند.
  • چگونگی حفر قبر را مشخص میسازد.
  • چگونگی دفن اجساد را مشخص میکند.
  • شیوۀ رفتاری، عاملین را مشخص میکند.

تشخیص آمار قربانیان

  • تعداد قربانیان زن مشخص میگردد.
  • تعداد قربانیان اطفال مشخص میگردد.
  • تعداد قربانیان اطفال نا متولد مشخص میگردد.
  • تعداد قربانیان مرد مشخص میگردد.
  • تعداد مجموعی قربانیان مشخص میگردد.
  • تعداد حیوانات موجود در قبر مشخص میگردد.

تشخیص نوعیت قتل

۱- طبیعی ۲- غیر طبیعی

الف:‌ انفرادی:

  • در همان محل،
  • انتقال یافته از محل دیگر،
  • مختلط ،

ب :‌ دسته جمعی:

  • در همان محل ،
  • انتقال یافته از محل دیگر،
  • مختلط ،

تشخیص چگونگی قتل

  • زنده به گور شده است؟
  • سنگسار شده است؟
  • با مرمی کشته شده است؟
  • غرق یا خفه شده است ؟
  • حریق شده است؟
  • با شکنجه از بین رفته است؟
  • از هوا پرتاب شده است؟
  • از قحطی و گرسنگی مرده است؟
  • در اثر زلزله از بین رفته است؟

الف :‌ موجودیت آثار و علایم،

ب :‌ آزمایشات علمی،

تشخیص شدت و خفت جرایم

الف:‌ جرایم عادی؟

  • قتل های عمد،
  • قتل های شبه عمد،
  • قتل های خطا،

ب :‌ جرایم سازمان یافته؟

  • جرایم جنگی،
  • جرایم ضد بشری،
  • نسل کشی،
  • شکنجه ،
  • تشخیص ابزار به کار رفته در کشتار
  • بمباران هوایی،
  • سلاحهای ثقیله،
  • سلاحهای خفیفه،
  • شمشیر،
  • تبر،
  • اره،
  • چاقو،
  • تناب/ ریسمان،
  • .و …….

۹- اثبات جرم و علل و انگیزۀ آن

= دلایل اثبات جرم: اقرار ، شهادت شهود ، قسامه ، تحقیق محلی ، علم قاضی ، اسناد ،

۱- دلایل ما دی (شواهد عینی): خون ، سپرم، مو، اثر انگلشت ، اسلحه ، گلوله ، خط و…

۲- دلایل معنوی (نظری/ ذهنی ): اقرار ، شهادت شهود ، قسم و …

ویژه گیهای دلایل مادی: معتبر و قابل اثبات است.

ویژه گیهای دلایل معنوی: معتبر و قابل اثبات نیست.

تشخیص علل و انگیزه جرم در گورهای دسته جمعی:

موجودیت پوچک مرمی، موقعیت گورها، شاهدان عینی، هویت قربانیان و شیوه های رفتاری مجرمین، علل و انگیزۀ آنها را تثبیت میکند. البته مشروط به اینکه گورها، بصورت علمی و مسلکی نبش گردد.

۱۰- مصئون سازی مدارک و شواهد

  • شناسایی محل صحنه جرم،
  • انسداد محل صحنه جرم ،
  • کنترول منظم از صحنه جرم،
  • نظارت مداوم از صحنه جرم،
  • محدود نمودن دسترسی به آن،
  • مشخص نمودن محل ورود و خروج،
  • عکاسی مسلکی از محل،
  • اسکیج برداری فنی از محل،
  • ثبت ” GPS ” محل،

۱۱- التیام بخشی به بازماندگان قربانیان

– با برخورد علمی، گورهای دسته جمعی در کشور، شناسایی و ثبت و حفاظت میگردد.

– با برخورد علمی، امید تازه برای بازماندگان قربانیان ایجاد میگردد.

  • با برخورد علمی، اسناد و مدارک موجود، حفظ میگردد.
  • با برخورد علمی، کرامت انسانی قربانیان، رعایت میگردد.
  • با برخورد علمی، هویت قربانیان در آینده مشخص میگردد.
  • با برخورد علمی، هویت مجرمین در آینده مشخص میگردد.
  • با برخورد علمی، علت بی گناهی قربانیان تثبیت میگردد.
  • با برخورد علمی، درک مشترک بین بازماندگان قربانیان در کشور ایجاد میگردد.
  • با ایجاد درک مشترک در افغانستان، زمینه های وحدت ملی و گفتمان مدنی تقویت میگردد.
  • مطالب فوق، نمونه های است برای التیام بخشی به دردها و رنج های بازماندگان قربانیان.


۱۲- ترویج فرهنگ مسئولیت پذیری

  • از دیدگاه اسلام، نظام حیات اجتماعى براساس «مسؤولیت پذیرى» استوار است و فلسفه آفرینش، پدید آوردن انسان هاى مسؤول و زندگى آفرین مى باشد.
  • هیچ کس به جز خداوند مصئون از تکلیف نیست و گستره این نهاد تا آن جاست که همه اشخاص، اعم از حقیقى و حقوقى، را در برمى گیرد.
  • شخصیت حقیقی به حکم شریعت و حقوقی به حکم قانون مکلف ساخته شده است.
  • مراد از مبانى مسؤولیت، بیان اصول و طرز تفکر و اندیشه هاى علمى است که پایه و اساس مسؤولیت حقوقى را تشکیل مى دهد.

به گفته دانشمندان:           ”مسئولیت زادۀ توانایی نیست بلکه زادۀ دانایی است“

مسئول واقعی کیست؟

–   در خصوص مسؤولیت کیفرى از لحاظ نظرى، جنایات جنگى و جنایت علیه بشریت حرام و ممنوع است و مرتکب آن مجرم و به عنوان جنایتکار قابل تعقیب و کیفر است; چون از دیدگاه قرآن، ایجاد نا امنى و نسل کشى جرم و مصداق بارز انحراف از ارزش هاست که خداوند از آن بیزار است:

  • «برخى از انسان ها هنگامى که به قدرت برسند، مى کوشند در زمین خرابى به بار بیاورند و حرث (زراعت) و نسل (اولاد انسان و غیر انسان) را نابود سازند، (در حالى که) خداوند تباهى و فساد را دوست ندارد.» (بقره: ۲۵)
  • مسئول اصلی دولت است که برای اعادۀ حقوق اتباع خود تلاش بیشتری بخرج دهد و جلو فساد و تباهی را در قلمرو حکومتی خود بگیرد و به مفسدین و مجرمین جزا داده و عدالت و حقوق بشر را در جامعه تحقق بخشد.
  • علاوه بر دولت،‌ نهادهای مدنی ، شورای علما،‌ رسانه ها و بالاخره تمامی اقشار و اصناف مردم جامعه نیز در این مورد مسئول هستند. چنانچه پیامبر گرامی اسلام می فرماید:‌”‌ کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته “

۱۳- حفظ گذشته افغانستان

  • همه ملت ها بخاطر حفظ هویت تاریخی خود سخت در تلاش اند.
  • گورهای دسته جمعی در یک کشور، مصداق هویت تاریخی آن کشور است.
  • پس با حفظ گورهای دسته جمعی در کشور، می توان هویت تاریخی خود را حفظ کرد.
  • با حفظ گورهای دسته جمعی، زمینه دریافت آثار و مدارک لازم در آینده مهیا میگردد.
  • با حصول آثار و شواهد، و نگهداری از آنها، تاریخ و هویت تاریخی ما حفظ میگردد.
  • از اینکه در میان اجساد قربانیان، تمام اعضای خانواده های افغان حضور دارد، پس همه هموطنان ما خود را در تاریخ گذشته افغانستان شریک احساس خواهند کرد و این حس مشترک، مردم ما را به همگرایی و وحدت ملی نزدیکتر می سازد.
  • پس گذشته افغانستان بخشی از زندگی مردم ما است که می تواند زندگی حال و آیندۀ ما را تضمین کرده و به آن هویت تاریخی اعطاء نماید.

در اخیر،‌ این کارگاه آموزشی یک روزه با سخنان و دعائیه مولوی محمد عارف ” وزین” رئیس احصائیه محکمه استیناف ولایت بلخ به پایان رسید. وی ضمن اظهار خورسندی از تشکیل این نهاد و موجودیت این تیم نیمه مسلکی گورهای دسته جمعی در کشور، برخورد خود سرانه و غیر مسئولانه با گورهای دسته جمعی را از نظر شریعت و قوانین نافذه کشور حرام و ممنوع تلقی کرده ؛ چنین بیان داشت:‌ “کرامت انسانی انسان با مرگ او از بین نمی رود و در هر حالت چه زنده باشد و چه مرده باشد،‌ رعایت کرامت انسانی او بر همه مسلمانها واجب است و همچنین قوانین نافذه کشور نیز به هیچ کسی اجازه نمی دهد که با گورهای دسته جمعی بصورت غیر قانونی برخورد کرده و آنرا تخریب نماید. هر کسی با هر لباسی که باشد،‌ چنین عملی را مرتکب شود از نظر قانون جرم پنداشته شده و جزا خواهد دید”.

اشتراک کنندگان،‌ زمان این کارگاه آموزشی را برای یک روز کافی ندانسته و تقاضا نمودند که برای اینگونه برنامه های آموزشی که زوایای دید ما را نسبت به “‌حقیقت یابی و مستند سازی علمی” توسعه می دهد،‌ زمان بیشتری باید تخصیص داده شود؛ تا ما بتوانیم با متدهای جدید حقیقت یابی آشنا شده و مسئولیت خود را در قبال دولت و ملت خود به وجه خوبتری انجام دهیم.